شنبه بیست و هشتم تیر 1393
م : ن : mehrsav

دوستی و عاشقی

دوست داشتن از عاشق بودن

هم سخت تر است

دوستدار تو به سعادت تو می اندیشد

حال آنکه عاشق تو به داشتن تو

دوستی بالاتر از عشق است .

سعی کن تا کسی را در دوستی نیازموده ای

عاشقش نشوی




چهارشنبه یازدهم تیر 1393
م : ن : mehrsav

عروسک


خوش به حال عروسک

 آویزان به آینه ماشین

کل پستی و بلندی زندگیش

 را فقط میرقصد




دوشنبه دوازدهم خرداد 1393
م : ن : mehrsav

زندگی چه میگوید؟

سقف گفت: اهداف بلند داشته باش

پنجره گفت: دنیا را بنگر

...ساعت گفت: هر ثانیه با ارزش است

آیینه گفت: قبل از هر کاری به بازتاب آن بیندیش

تقویم گفت: به روز باش

در گفت: در راه هدف هایت سختی ها را کنار بزن

زمین گفت: با فروتنی نیایش کن

 




سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393
م : ن : mehrsav

تنهایی

باید به فکر تنهایی خودم باشم.

دست خودم را میگیرم و

از خانه بیرون میزنیم.


در پارک،

به جز درخت،

هیچکس نیست.


روی تمام نیمکتهای خالی مینشینیم،

تا پارک،

از تنهایی رنج نبرد!


دلم گرفته،

یاد تنهایی اتاق خودمان میافتم،

و از خودم خواهش میکنم،

به خانه باز گردد ..





جمعه پنجم اردیبهشت 1393
م : ن : mehrsav

زندگی

زندگي زيباست

 نه به زيبايي حقيقت.

حقيقت تلخ است

نه به تلخي جدايي..

جدايي سخت است

نه به سختي تنهايی!




چهارشنبه بیستم فروردین 1393
م : ن : mehrsav

آدمها

 آدمها ... :

... وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند

 ولی پول ندارند .

... وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ،

ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند.

... وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ،

 ولی مادر ندارند !




شنبه دوم فروردین 1393
م : ن : mehrsav

زندگی و غریبی

چه فرق میکند

کجا زندگی کنی

وقتی زبانت رانفهمند

همه جا غریبه ای




پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392
م : ن : mehrsav

دوست و تنهایی

وقتی که تنهاییم دنبال دوست میگردیم

پیدایش که کردیم

دنبال عیب هایش میگردیم

وقتی که از دستش دادیم

در تنهایی

دنبال خاطراتش میگردیم

مراقب قلب ها باشیم

هیچ چیز آسانتر از قلب نمی شکند




جمعه نهم اسفند 1392
م : ن : mehrsav

چهار اصل زندگی

۱- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم

۲- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم

۳- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش کردم

۴- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم




چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392
م : ن : mehrsav

پرنده و ماهی

پــرنده، لب تنگ ماهی نشسته بود

و به مــاهی نگاه می کرد و می گفت:
سقف قفست شکسته!

چـــــرا پــــــرواز نمــــی کنـــی؟